مارتین اسکورسیزی، فیلمساز نام آشنای سینما است و در این مطلب دوران کارگردانی او را مررو کردهایم. با میدونی همراه باشید.
مارتین چارلز اسکورسیزی (Martin Charles Scorsese) کارگردان ۷۷ سالهی ایتالیایی-امریکایی سینما است. دوران فیلمسازی اسکورسیزی به مرز پنجاه سال رسیده است. حاصل این پنجام سال، حک شدن نام او پای سینمای موسوم گنگستری است. سینمایی که اسکورسیزی در آن صاحب سبک شناخته میشود و اخیرا ثابت کرده است که هنوز هم سردمدار اصلی آن است. او با ساخت فیلم جدید خود نظرات بسیاری را جلب کرد. به همین مناسبت کارنامه مارتین اسکورسیزی در کارگردانی را مرور خواهیم کرد.
مارتین اسکورسیزی اولین فیلم تجربه کارگردانی خود را در سال ۱۹۶۳ با ساخت فیلم کوتاه ?What's a Nice Girl Like You Doing in a Place Like This به دست آورد. اسکورسیزی در آن زمان محصلِ مدرسه هنر Tisch بود. وی در همان دوران فیلمهای کوتاه دیگری نیز جلوی دوربین برد. مارتین اسکورسیزی اولین فیلم خود را در سال ۱۹۶۷ با نام Who's That Knocking at My Door جلوی دوربین برد. او علاوهبر کارگردانی، فیلمنامه این فیلم را نیز نوشت. اسکورسیزی در دهه ۱۹۷۰ میلادی با فیلمسازهایی مانند برایان دی پالما، فرانسیس فورد کاپولا، جورج لوکاس و استیون اسپیلبرگ ملاقات کرد. دی پالما اسکورسیزی را با رابرت دنیرو آشنا کرد. آشنایی دنیرو و اسکورسیزی تاثیری غیرقابل انکار بر کارنامه هردوی آنها گذاشت. مارتین اسکورسیزی تا سال ۱۹۷۲ فیلمی روی پرده نبرد و در این سال، دومین فیلم او با نام Boxcar Bertha به نمایش درآمد. اسکرسیزی دومین فیلم خود را با بودجهای کم جلوی دوربین برد. این فیلم به فروشی ششصد هزار دلاری در گیشه رسید. قابلتوجه این نکته است که اسکورسیزی برای کارگردانی این فیلم سینمایی استخدام شد.
مارتین اسکورسیزی با فیلم راننده تاکسی به شهرتی نسبی رسید
مارتین اسکورسیزی در سال ۱۹۷۳ فیلم سینمایی Mean Streets یا خیابانهای پایین شهر را بهعنوان سومین فیلم خود نوشت، تهیه و کارگردانی کرد. او در کار نگارش فیلمنامه البته با ماردیک مارتین همکاری کرد. خیابانهای پایین شهر اولین همکاری مارتین اسکورسیزی و رابرت دنیرو بهعنوان کارگردان و بازیگر بود. خیابانهای پایین شهر با بودجهای ۵۰۰ هزار دلاری ساخته شد و به فروشی سه میلیون دلاری دست پیدا کرد. اسکورسیزی یک سال بعد فیلم سینمایی Alice Doesn't Live Here Anymore یا آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند را جلوی دوربین برد. این فیلم با بودجهای ۱.۸ میلیون دلاری ساخته شد و به فروشی ۲۱ میلیون دلاری دست پیدا کرد. آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند در جشنواره فیلم کن حاضر شد و به رقابت برای بردن جایزه بهترین فیلم نیز راه پیدا کرد. دو سال بعد، در سال ۱۹۷۶ مارتین اسکورسیزی فیلم تازهای برای نمایش داشت. این فیلم Taxi Driver یا راننده تاکسی نام داشت. فیلمی با بازی رابرت دنیرو. راننده تاکسی یکی از مشهورترین فیلمهای اسکورسیزی است. فیلم سینمایی راننده تاکسی جایزه بهترین فیلم جشنواره کن را از آن خود کرد. فیلم در اسکار نامزد دریافت جوایز مختلفی نظیر بهترین فیلم، بهترین موسیقی و بهترین بازیگر نقش اصلی و بهترین بازیگر زن مکمل شد اما مراسم را دست خالی ترک کرد. جودی فاستر برای بازی در راننده تاکسی در مراسم بفتا دو جایزه بهترین بازیگر مکمل زن و متعهدترین بازیگر تازه وارد در نقشهای اصلی را برنده شد. فیلم سینمایی راننده تاکسی با ۱.۹ میلیون دلار ساخته شد. فیلم در گیشه ۲۸.۴ میلیون تومان فروخت. در سالهای مختلف صحبتهایی درباره ساخت دنبالهای بر راننده تاکسی به پیش کشیده شده است که تمام این صحبتها رد شدهاند و به نظر میرسد دنبالهای برای این فیلم ساخته نخواهد شد.
مارتین اسکورسیزی پس از راننده تاکسی، در سال ۱۹۷۷ فیلم سینمایی New York, New York را کارگردانی کرد. اسکورسیزی و دنیرو در نیویورک، نیویورک نیز همکاری کردند. نیویورک، نیویورک با ۱۴ میلیون دلار ساخته شده بود. نیویورک، نیویورک با فروشی ۱۶.۴ میلیون دلاری اولین شکست تجاری مارتین اسکورسیزی در فیلمسازی را رقم زد. این فیلم سینمایی یکبار هم در سال ۱۹۸۱ با زمان کمتری روی پرده رفت. جالب آن که خود مارتین اسکورسیزی اعلام کرده که حین ساخت و طراحی این فیلم، میدانسته که مخاطبان از فضای آن استقبال چندانی نخواهند کرد. سه سال از نیویورک، نیویورک گذشت و در سال ۱۹۸۰، مارتین اسکورسیزی فیلم سینمایی Raging Bull یا گاو خشمگین را روی پرده برد. این فیلم با بازی رابرت دنیرو و جو پشی ساخته شد. این اولین همکاری پشی با رابرت دنیرو و مارتین اسکورسیزی بود. گاو خشمگین بودجهای ۱۸ میلیون دلاری و فروشی ۲۳.۴ میلیون دلاری داشت. فروش این فیلم در سال ۲۰۱۹ معادل ۷۱.۴۸ میلیون دلار است. فیلم گاو خشمگین براساس کتاب Raging Bull: My Story ساخته شده است. این کتاب روایتی از زندگی جیم لاموتا، بوکسور معروف به گاو خشمگین است. جالب اینکه رابرت دنیرو در ابتدا این کتاب را اسکورسیزی نشان داده و اسکورسیزی در نگاه اول علاقهای به ساخت این فیلم نداشته است. گاو خشمگین در فصل جوایز دیده شد. رابرت دنیرو برای بازی در این فیلم جایزه بهترین بازیگر اصلی اسکار را به خانه برد. او در گلدن گلوب نیز جایزه بهترین بازیگر فیلم درام را برنده شد. انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس فیلم سینمایی گاو خشمگین را بهعنوان بهترین فیلم دهه ۱۹۸۰ انتخاب کرد.
مارتین اسکورسیزی در سال ۱۹۸۲ فیلم The King of Comedy یا پادشاه کمدی را به نمایش درآورد. او در این فیلم نیز با رابرت دنیرو همکاری کرده بود. پادشاه کمدی به یک شکبت تجاری بزرگ تبدیل شد. فیلم با بودجهای ۱۹ میلیون دلاری ساخته شد و تنها ۲.۵ میلیون دلار فروخت. با اینکه در آن زمان مردم به پادشاه کمدی علاقهای نشان ندادند اما با گذشت هرچه بیشتر زمان، نظرات نسبت به فیلم مثبت و مثبتتر شد. پادشاه کمدی شاید فیلم مورد علاقه مردم آن زمان نبود، اما همین فیلم بهعنوان فیلم افتتاحیه جشنواره کن در سال ۱۹۸۳ انتخاب شد. اسکورسیزی سه سال بعد با فیلم سینمایی After Hours یا پس از ساعات اداری بازگشت. او پس از چهار همکاری پی در پی با رابرت دنیرو، بالاخره فیلمی بدون این بازیگر جلوی دوربین برد. اسکورسیزی در این فیلم برای مکالمه پال و نگهبان کلوبِ برلین از رمان محاکمه نوشته فرانتس کافکا الهام پذیرفت. ماجرا مربوطبه داستان کوتاهی از رمان است که یکی از شخصیتها برای شخصیت اصلی رمان یعنی یوزف کا تعریف میکند. اسکورسیزی این حکایت را مربوطبه ماجرای متوقف شدن ساخت یکی از فیلمهایش یعنی فیلم The Last Temptation of Christ یا آخرین وسوسه مسیح میداند.
مارتین اسکورسیزی یک سال بعد فیلم The Color of Money یا رنگ پول را جلوی دوربین برد. اسکورسیزی در این فیلم با پل نیومن همکاری کرد. نیومن برای بازی در رنگ پول اسکار بهترین بازیگری را به خانه برد. نیومن در جایی گفته است که بهترین پیشنهاد اسکورسیزی برای بازی هرچه بهتر در فیلم جمله «سعی کن بامزه نباشی» بوده است. اسکورسیزی در سال ۱۹۸۸ سرانجام توانست فیلم سینمایی The Last Temptation of Christ را بسازد. فیلم اقتباسی از رمانی با همین نام نوشتهی نیکوس کازانتزاکیس بود. آخرین وسوسه مسیح با بازی ویلیام دفو ساخته شد. اسکورسیزی پروسه ساخت فیلم سینمایی آخرین وسوسه مسیح را پس از فیلم پادشاه کمدی آغاز کرده بود. تهیهکننده فیلم پارامونت بود که از همکاری با اسکورسیزی برای ساخت این فیلم منصرف شد. اسکورسیزی سرانجام فیلم سینمایی آخرین وسوسه مسیح را بعد از فیلم پس ساعات اداری جلوی دوربین برد. فیلم پس از ساخت با بودجهای هفت میلیون دلاری به فروش خانگی ۸.۴ میلیون دلار دست پیدا کرد.
مارتین اسکورسیزی در بسیاری از فیلمهای خود بهعنوان «یکی از تهیهکنندهها» نیز حاضر شد
سال ۱۹۹۰ بود که مارتین اسکورسیزی فیلم سینمایی Goodfellas یا رفقای خوب را در مقام کارگردان، نویسنده و تهیهکننده جلوی دوربین برد. او در امر نوشتن با نیکولاس پیلجی همکاری کرد. رفقای خوب یکی از مشهورترین فیلمهای اسکورسیزی است. او در این فیلم با رابرت دنیرو، جو پشی و ری لیوتا بهعنوان بازیگر همکاری کرد. آخرین همکاری اسکورسیزی با دنیرو به پادشاه کمدی و با پشی به فیلم گاو خشمگین مربوط بود. رفقای خوب براساس کتاب Wiseguy: Life in a Mafia Family نوشته Nicholas Pileggi ساخته شد. این کتاب داستانی از زندگی گنگستر سابق هنری هیل بود. کسی که پس از دستگیری با FBI همکاری کرده بود. اسکورسیزی عنوان Wise Guy را برای فیلم در نظر داشت اما نویسنده همکار او یعنی نیکولاس پیلجی عنوان Goodfellas را به میان کشید. علاوهبر این، برایان دی پالما در سال ۱۹۸۶ فیلمی با همین نام ساخته بود. بازیگران نیز بیشتر صحبتهای خود را با نیکولاس انجام میدادند. چرا که او مواد و اطلاعات باقی ماندهی کتاب را در اختیارشان میگذاشت. جو پشی میگوید اسکورسیزی در تمرینها آزادی عمل زیادی به بازیگران برای اضافه کردن دیالوگ به فیلم داده است. اسکورسیزی از این جلسات یادداشت برداری کرده و بخشهایی که نظرش را جلب کردهاند را به فیلمنامه نهایی وارد کرده است. رفقای خوب با بودجهای ۲۵ میلیون دلاری ساخته شد و درنهایت به فروشی ۴۶.۸ میلیون دلاری رسید. پیش از ساخت رفقای خوب اسکورسیزی تصمیم گرفته بود دیگر فیلمی درباره مافیا نسازد. او پس از دیدن نقدهای مثبت کتاب نیکولاس پیلجی، این کتاب را صادقانهترین توصیف از یک گنگستر که تا به آن موقع خوانده بود، عنوان کرد. پیلجی میگوید اسکورسیزی با او تماس گرفته و بین آنها مکالمه زیر برقرار شده است.
اسکورسیزی: تو تمام زندگیم منتظر این کتاب بودم.
پیلجی: من تو تمام زندگیم منتظر این تماس بودم.
اسکورسیزی و پیلجی برای تهیه فیلمنامه رفقای خوب تصمیم گرفتند بخشهای دلخواه خود را در ساختاری منسجم استخراج کنند و درنهایت به فیلمنامهای واحد برسند. اسکورسیزی معتقد بود آنها لزوما نباید از ساختارهای روایی سنتی (بهصورت آغاز-میانه-فرجام) پیروی کنند. او میخواست فیلم را در قسمتهای مختلف پیش ببرد، یعنی فیلم از اواسط قصه آغاز شود و داستان بهصورت فلشبک و فلشفوروارد یا همان رفت و برگشتی روایت شود. اسکورسیزی تصمیم گرفت سکانسهای فیلم را فشرده کند و با کوتاه نگه داشتن آنها به این نتیجه رسید که «تاثیرگذاری فیلم پس از یک و نیم ساعت ابتدایی فوقالعاده خواهد بود.». اسکورسیزی برای ساخت رفقای خوب جایزه بهترین کارگردان را از جشنواره فیلم ونیز دریافت کرد. فیلم رفقای خوب در جشنوارههای مختلفی نامزد دریافت جایزه شد. جو پشی برای بازی در این فیلم اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را برد. موفقیتآمیزترین جشنواره برای فیلم، بفتا بود. رفقای خوب در این جشنواره به جوایز بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین فیلمبرداری و بهترین تدوین دست پیدا کرد. فیلم رفقای خوب منبع الهام دیوید چیس برای ساخت سریال The Sopranos یا خانواده سوپرانو بود. دیوید چیس همچنین از ۲۷ نفر از بازیگران این فیلم سینمایی در سریال The Sopranos استفاده کرد. در قسمتهای ابتدایی سریال نیز اشارههای مستقیمی به فیلم میشود. مارتین اسکورسیزی نیز در قسمت دوم سریال حضوری افتخاری داشت. هرچند که او در مصاحبهای اعلام کرد پس از تماشای چند قسمت نتوانسته با این سریال ارتباط برقرار کند.
اسکورسیزی در سال ۱۹۹۱ فیلم سینمایی Cape Fear یا تنگه وحشت را با بازی رابرت دنیرو ساخت. فیلم با بودجهی ساختی ۳۵ میلیون دلاری به فروشی ۱۸۲.۳ میلیون دلاری دست پیدا کرد. تنگه وحشت با اقتباس از دو رمان Cape Fear نوشته جیمز آر. وب و The Executioners نوشته جان دی. مکدونالد ساخته شد. تنگه وحشت هفتمین همکاری اسکورسیزی با رابرت دنیرو بود. تنگه وحشت برخلاق موفقیتِ بزرگ خود در گیشه، در فصل جوایز چندان موفق ظاهر نشد. اسکورسیزی دو سال بعد فیلم The Age of Innocence یا عصر معصومیت را جلوی دوربین برد. مارتین اسکورسیزی فیلمنامه این فیلم را با همکاری جی کاکس نوشت. فیلم عصر معصومیت اقتباسی از رمانی با همین نام نوشته ادیث وارتون بود. اسکورسیزی در این فیلم با دنیل دی لوییس همکاری کرد. بودجه عصر معصومیت ۳۴ میلیون دلار بود و فیلم ۳۲.۳ میلیون دلار فروخت. فیلم در اسکار برنده جایزه بهترین طراحی لباس شد.
مارتین اسکورسیزی در سال ۱۹۹۵ باز هم به دنیای مافیا پا گذاشت و اینبار فیلم سینمایی Casino را ساخت. کازینو براساس کتاب دیگری از نیکولاس پیلجی با نام Casino: Love and Honor in Las Vegas ساخته شد. این فیلم با بازی رابرت دنیرو، جو پشی و شارون استون ساخته شد. نیکولاس پیلجی پیشنهاد ساخت فیلم را به اسکورسیزی داد. ایده نگارش کتاب جدید پس از خواندن گزارشی درباره دعوای گرداننده یک کازینو با همسرش به ذهن او متبادر شد. بنابر برخی از منابع دیگر، او تصمیم داشت در ابتدا کتاب خود را بنویسد و سپس به اقتباس سینمایی فکر کند. اسکورسیزی اما اصرار داشت او ابتدا روی فیلم کار کند و سپس کتاب را بنویسد. هرچه که بود، کتاب یک ماه زودتر از نمایش فیلم منتشر شد. اسکورسیزی و پیلجی تصمیم گرفتند برخی از رویدادهای داستان را سادهتر به تصویر بکشند. در ابتدا همچنین قرار بود فیلم با سکانسی از جدل شخصیت اصلی فیلم و همسرش برای تصاحب خانهشان به تصویر کشیده شود، اما از آنجایی این سکانس اطلاعات زیادی را در اختیار مخاطب قرار میداد، اسکورسیزی تصمیم گرفت فیلم را به شکل دیگری آغاز کند. کازینو با بودجهای ۴۰ تا ۵۰ میلیون دلاری ساخته شد و به فروشی ۱۱۶ میلیون دلاری رسید. فیلم در فصل جوایز مورد توجه قرار نگرفت اما شارون استون برنده جایزه بهترین بازیگر زن در گلدن گلوب شد. اسکورسیزی دهه ۱۹۹۰ را با ساخت دو فیلم Kundun و Bringing Out the Dead به پایان رساند.
مارتین اسکورسیزی دهه ۲۰۰۰ را با فیلم سینمایی Gangs of New York یا دارودستههای نیویورکی آغاز کرد. فیلمی با بازی دنیل دی لوییس، لئوناردو دیکاپریو و کمرون دیاز. فیلم براساسی کتاب The Gangs of New York نوشتهی هربرت آزبوری ساخته شد. دارودستههای نیویورکی با بودجهای ۱۰۰ میلیون دلاری تولید شد و ۱۹۳.۸ میلیون دلار فروخت. ایده ساخت این فیلم از سال ۱۹۷۰ در ذهن مارتین اسکورسیزی نقش بسته بود. اختلاف نظرهای اسکورسیزی و هاروی واینستن (تهیه کننده) در این فیلم موجب مسائلی شدهاند. اسکورسیزی روی صبغه هنری فیلم مانور میداد و از آن سو واینستن روی جنبه تجاری فیلم اصرار میکرد. نتیجهای این اختلاف نظر خروج رابرت دنیرو و ویلیام دفو به خاطر تداخل فیلم با دیگر پروژههایشان بود. مارتین اسکورسیزی با ساخت دارودستههای نیویورکی توانست جنبههای تاریخی نیویورک آن زمان را به خوبی نشان دهد. تمجید تایلر آنیبندر، استاد دانشگاه جرج واشنگتن در بررسی فیلم با ادای جملهای چون «از این بهتر نمیشد.»، صحهای بر این ادعا محسوب شده است. دارودستههای نیویورکی با وجود نامزدی در بخشهای مختلف اسکار، این مراسم را دست خالی ترک کرد. دنیل دی لویس برای بازی در این فیلم جایزه بهترین بازیگر مرد نقش اصلی را از بفتا گرفت. مارتین اسکورسیزی برای ساخت این فیلم جایزه بهترین کارگردان را از گلدن گلوب گرفت. مارتین اسکورسیزی دو سال بعد فیلم سینمایی The Aviator یا هوانورد را کارگردانی کرد. او در این فیلم با لئوناردو دیکاپریو و کیت بلانشت همکاری کرد. فیلم بودجهای ۱۱۰ میلیون دلاری داشت ۲۱۳ میلیون دلار فروخت. هوانورد جوایز اسکار بهترین فیلمبرداری، تدوین، کارگردانی هنری و طراحی لباس را برد. کیت بلانشت نیز اسکار بهترین بازیگر مکمل زن را برد.
سال ۲۰۰۶ از راه رسید و مارتین اسکورسیزی فیلم جدید خود را با نام The Departed یا رفتگان به نمایش درآورد. او برای این فیلم با لئوناردو دی کاپریو، مت دیمون و جک نیکلسن همکاری کرد. جالب آنکه برد پیت یکی از تهیهکنندگان رفتگان بود. وی البته در ابتدا قرار بود در این فیلم بازی کند. رفتگان به موفقیتی تجاری دست پیدا کرد. نتیجه بودجه ۹۰ میلیون دلاری فیلم، فروشی ۲۹۱.۵ میلیون دلاری بود. فیلم رفتگان در اسکار چهار جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین تدوین و بهترین فیلمنامه اقتباسی را برد. اسکار کارگردانی برای رفتگان، تنها اسکار کارنامه مارتین اسکورسیزی تا به امروز است. اسکورسیزی در سخنرانی پسا برد خود از این گفت که افراد بسیار زیادی دوست داشتند او یک بار برنده اسکار شود و این جایزه برای آنها است. رفتگان براساس فیلم کرهایِ Infernal Affairs ساخته شد.
فیلم بعدی مارتین اسکورسیزی چهار سال بعد به نمایش درآمد. این فیلم Shutter Island یا جزیره شاتر بود. فیلمی با بازی لئوناردو دیکاپریو و مارک بوفالو. فیلم با اقتباس از رمانی به همین نام ساخته شده بود. جزیره شاتر با بودجهای ۸۰ میلیون دلاری فروشی ۲۹۴.۸ میلیون دلاری ثبت کرد. اسکورسیزی یک سال فیلم سینمایی Hugo را با بازی بن کینگزلی ساخت. این فیلم جوایز اسکار بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردانی هنری، بهترین تدوین صدا، بهترین ترکیب صدا و بهترین جلوههای ویژه را برد. فیلم ۱۸۵.۸ میلیون دلار فروخت. بودجه آن از ۱۵۰ تا ۱۷۰ میلیون دلار محاسبه شده است. کارگردان برجستهی سینما در سال ۲۰۱۳ فیلم جدید خود با لئوناردو دیکاپریو را به نمایش گذاشت. این فیلم The Wolf of Wall Street یا گرگ وال استریت نام داشت. اسکورسیزی علاوهبر کارگردانی، تهیه کننده جزیره شاتر، هیوگو و گرگ وال استریت نیز بود. او البته یکی از تهیهکنندههای این فیلمها بود. گرگ وال استریت براساس کتابی با همین نام نوشته جردن بلفورت ساخته شد. نتیجه بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری فیلم، فروشی ۳۹۲ میلیون دلاری بود. لئوناردو دیکاپریو به همراهی وارنر بروس در سال ۲۰۰۷ حق ساخت کتاب جردن بلفورت را به دست آورده بود.
اسکورسیزی پیش از ساخت جزیره شاتر کار روی فیلمنامه گرگ وال استریت را آغاز کرد و بهدلیل عدم موافقت وارنر بروس، ساخت آن تا بعد از جزیره شاتر ممکن نشد. حتی در سال ۲۰۰۷ ریدلی اسکات نیز به کارگردانی فیلم نزدیک شد اما وارنر بروس پروژه را متوقف کرد. تا اینکه در سال ۲۰۱۲ شرکت Red Granite پیشنهاد همکاری بدون هیچ حد و مرزی را داد. اسکورسیزی با علم به اینکه از نظر محتوای فیلم با هیج محدودیتی مواجه نخواهد شد، تصمیم بر ساخت فیلم آن هم با درجه سنی بزرگسال گرفت. جالب آنکه جونا هیل، یکی از بازیگران کلیدی فیلم اعلام کرد او برای بازی در گرگ وال استریت ۶۰ هزار دلار حقوق گرفته است، این میزان کمترین میزان حقوق ممکن محسوب میشد. این در حالی است که همبازی او یعنی لئوناردو دیکاپریو برای بازی در این فیلم ۱۰ میلیون دلار دریافت کرد. جونا هیل البته اعلام کرد دستمزد پایین برای او هیچ اهمیتی نداشته و رویای او بازی در یکی از فیلمهای مارتین اسکورسیزی بوده است. مارتین اسکورسیزی سه سال بعد گرگ وال استریت، فیلم سینمایی Silence یا سکوت را بهعنوان کارگردان، نویسنده و تهیهکننده روی پرده داشت. این فیلم اقتباسی از کتابی با همین نام بود. سکوت با بازی آندرو گارفیلد و آدام درایور ساخته شد. سکوت در کشورهای مختلفی نظیر امریکا، تایوان، مکزیک و ایتالیا به نمایش درآمد و نتیجهی این نمایشها ۲۳.۷ میلیون دلار بود. درحالیکه بودجه فیلم ۴۰ تا ۵۰ میلیون دلار برآورد شده بود.
در سال ۲۰۰۴، رابرت دنیرو کتاب I Heard You Paint Houses نوشته چارلز براندت را به مارتین اسکورسیزی معرفی میکند. باتوجهبه علاقه فراوان رابرت دنیرو به این کتاب، اسکورسیزی نیز مجذوب آن میشود و از همین رو اسکورسیزی و دنیرو تصمیم میگیرند بار دیگر به دنیای مافیا بازگردند. پیش تولید این فیلم از سال ۲۰۰۷ آغاز شد. توسعه داستان و محتوای هرچه بیشتر فیلم باعث شد ساخت آن عقب بیافتد و اسکورسیزی نیز سراغ ساخت فیلمهای دیگری رفت. درنهایت اسکورسیزی در سال ۲۰۱۴ به سراغ فیلم بازگشت. پس از مدتی حضور آل پاچینو و جو پشی نیز در فیلم تایید شد. گویا اسکورسیزی و دنیرو حدود پنجاه بار بازی در این فیلم را به جو پشی پیشنهاد دادهاند تا سرانجام او قبول کرده جلوی دوربین برود. به نظر رابرت دنیرو با گفتن جملاتی چون «ما باید این فیلمو بسازیم، کی میدونه بعدا قراره چی بشه؟» جو پشی را راضی کرده است. جدیدترین ساخته مارتین اسکورسیزی The Irishman یا ایرلندی نام گرفت.
مارتین اسکورسیزی The Irishman را با بازی رابرت دنیرو، جو پشی و آل پاچینو ساخت
ساخت ایرلندی یا The Irishman اما یک موضوع عجیب داشت. آن هم اینکه بازیگران اصلی فیلم یعنی رابرت دنیرو، جو پشی و آل پاچینو که هرکدام بیش از هفتاد و پنج سال سن دارند، با چهرهی جوان و میانسال خود در این فیلم حاضر شدند. این اتفاق بیسابقه بهلطف تکنولوژيهای مورد استفاده در فیلم حاصل شد. برای نمونه آل پاچینوی ۷۹ ساله نقش جیمی هافای ۳۹ ساله را ایفا کرد. یا رابرت دنیرو سه دوره زندگی شخصیت خود را بهتنهایی بازی کرد. ساخت ایرلندی در ابتدا با بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری به سرمایهگذاری شرکت مکزیکی Fabrica و پارامونت آغاز شد. در ادامه اما بهدلیل افزایش نیازهای مالی پروژه، آنها همکاری با اسکورسیزی را متوقف کردند. تا اینکه نتفلیکس از راه رسید و حق ساخت فیلم را به مبلغ ۱۰۵ میلیون دلار خرید و قول سرمایهگذاری ۱۲۵ میلیون دلاری را داد. در ادامه اما گزارش شد که بودجه فیلم به ۱۴۰ و سپس ۱۷۵ میلیون دلار رسیده است. این رقم درنهایت روی ۲۰۰ میلیون دلار ایستاد. دلیل این افزایش بودجه نیز در ۲۰۱۹ اما اعلام شد ایرلندی با بودجه ۱۵۹ دلاری ساخته شده است. این فیلم قرار بود پس از اکرانی بسیار محدود، در پلتفرم نتفلیکس منتشر شود. نتیجه اکران فیلم فروشی هشت میلیون دلاری بود. ساخته جدید مارتین اسکورسیزی در فصل جوایز موفق ظاهر نشد و برای نمونه اسکار ۲۰۲۰ را دست خالی ترک کرد. مارتین اسکورسیزی قرار است فیلم سینمایی Killers of the Flower Moon را با بازی رابرت دنیرو و لئوناردو دیکاپریو جلوی دوربین ببرد. این فیلم برای اکران در سال ۲۰۲۱ برنامهریزی شده است.
فیلمهای مارتین اسکورسیزی
سال | نام | سمت |
---|---|---|
۱۹۶۷ | Who's That Knocking at My Door | کارگردان و نویسنده |
۱۹۷۲ | Boxcar Bertha | کارگردان |
۱۹۷۳ | Mean Streets | نویسنده، تهیه کننده و کارگردان |
۱۹۷۴ | Alice Doesn't Live Here Anymore | کارگردان |
۱۹۷۶ | Taxi Driver | کارگردان |
۱۹۷۷ | New York, New York | کارگردان |
۱۹۸۰ | Raging Bull | کارگردان |
۱۹۸۲ | The King of Comedy | کارگردان |
۱۹۸۵ | After Hours | کارگردان |
۱۹۸۶ | The Color of Money | کارگردان |
۱۹۸۸ | The Last Temptation of Christ | کارگردان |
۱۹۹۰ | Goodfellas | نویسنده، تهیه کننده و کارگردان |
۱۹۹۱ | Cape Fear | کارگردان |
۱۹۹۳ | The Age of Innocence | نویسنده و کارگردان |
۱۹۹۵ | Casino | نویسنده و کارگردان |
۱۹۹۷ | Kundun | کارگردان |
۱۹۹۹ | Bringing Out the Dead | کارگردان |
۲۰۰۲ | Gangs of New York | کارگردان |
۲۰۰۴ | The Aviator | کارگردان |
۲۰۰۶ | The Departed | کارگردان |
۲۰۱۰ | Shutter Island | تهیه کننده و کارگردان |
۲۰۱۱ | Hugo | تهیه کننده و کارگردان |
۲۰۱۳ | The Wolf of Wall Street | تهیه کننده و کارگردان |
۲۰۱۶ | Silence | نویسنده، تهیه کننده و کارگردان |
۲۰۱۹ | The Irishman | تهیه کننده و کارگردان |
۲۰۲۱ | Killers of the Flower Moon | تهیه کننده و کارگردان |